تبليغاتX
رگبار

رگبار

از رنجاندنش وحشت دارم. پس فرار كردم و آه را جا گذاشتم و اشك را و عشق را. اميد را دور شانه هايم پيچيدم و رويا را بر سر گذاشتم تا مبادا اين تندباد انذار مرا با خود ببرد. حالا شب كه مي شود كنار پنجره مي نشينم. آسمان نه ماه دارد و نه ستاره. خاكستري رويا مي بافم تا شبي كه ماه ميهمان پنجره شود و من باز شعر بخوانم. نخ هاي صورتي و قرمز را رويا مي بافم تا به فصل عشق بر دل بنهم و در كوچه هاي آفتابي پرسه بزنم و خاطره بر ديوار زندگي بكشم.

                                و باورم نيست كه "نبايد دوستت داشته باشم" جمله گذشته و حال و آينده است!

+ نوشته شده در 87/04/01 23:2 توسط سولماز |


بارنی لیت

شش تن از هفت عضو هیأت یاران ایران، گروه غیررسمی که فعّالیتهای امری در ایران را در غیاب هیأت اداری رسمی اداره میکند، در ساعات بامدادی امروز، 14 مه، بازداشت شدند.

بیتالعدل اعظم، شورای حاکمهء جهانی امر بهائی، هم‌اکنون در پیامی ما را از این خبر نگرانکننده و مصیبتبار آگاه فرمودند.

مأمورین وزارت اطّلاعات در طهران وارد منازل خانم فریبا کمالآبادی، جناب جمالالدّین خانجانی، جناب عفیف نعیمی، جناب سعید رضایی، جناب بهروز توکّلی، و جناب وحید تیزفهم شدند و بعد از جستجویی گسترده، آنها را به زندان بدنام اوین در طهران منتقل ساختند. عضو هفتم، خانم مهوش ثابت، منشی یاران ایران، از 5 مارس 2008 در بازداشت به سر میبرد.

چنین اقدام هولناکی از سوی حکومت از وقایع وحشتناک سالهای 1980 و 1981 تا کنون سابقه نداشته است. در آن زمان هر نـُه عضو محفل روحانی ملّی (شورای ملّی حاکمهء بهائی) در 21 اوت 1980 ربوده و ناپدید شدند بدون آن که اثری از آنها به دست آید. محفل ملّی تازهتشکیل بعدی با اعدام هشت تن از اعضائش در 27 دسامبر 1981 از میان رفت.

از آن زمان تا کنون، بهائیان ایران نتوانستهاند اعضاء محافل خود را انتخاب کنند و فعّالیتهای آنها با گروههای کوچک غیررسمی که به نام "یاران" شناخته میشود، هماهنگ شده است.

این گواهی دیگر است، اگر نیاز به گواه و مدرک باشد، که حکومت ایران عزم را بر نابودی امر بهائی در سرزمین زادگاهش جزم کرده است.

اگر شما طریقی مشروع و معقول برای اعتراض علیه این اقدام کاملاً غیرموجّه از سوی حکومت ایران دارید، لطفاً اقدام نمایید. و لطفاً این پیام را به سایر وبلاگها نیز انتقال دهید.

برای کسب اطّلاعات بیشتر در مورد اذیت و آزار بهائیان در ایران به لینک زیر مراجعه نمایید.

http://question.bahai.org/

منبع: http://ostade-azal.blogfa.com/post-62.aspx

 

(نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷)

+ نوشته شده در 87/02/31 0:39 توسط سولماز |


تو رانده اي مرا

از سرزمين عشق

از برزخ نگاه

از جنت خيال

ديگر ستانده اي

جام اميد من

شوق كلام من

احساس ناب من

حالا كه مي روم در اين مسير تيره و نمناك دوري ات

ديگر مخوان مرا

بگذار از ياد برم حسرت تو را

بگذار فراموش كنم خوي ماه تو

بگذار به نام جديد خويش خو كنم

من عشق نبودم

+ نوشته شده در 87/02/30 16:34 توسط سولماز |


خدايا،

اي كاش محبت را در دل من قرار نمي دادي.

يا به جاي اين همه محبت كه يك جا به من هديه كردي،

مقداري اش را واقع بيني عنايت مي نمودي.

+ نوشته شده در 86/12/25 18:39 توسط سولماز |


معشوق از عشق انذار مي كند

 چه بيم؟

در هر چشم نگاهش مي بينم

بر هر لب كلامش مي خوانم

...

گلستان مهرش بر من آتش شد

چه باك؟

چون شعله زبانه مي كشم

بهار را به دل ها هديه مي دهم

+ نوشته شده در 86/12/05 18:42 توسط سولماز |


"هو هو ای محبوب من کمند عشق تو سرهای عارفان را بسته و تیر عشق تو جگرهای عاشقان را خسته"

+ نوشته شده در 86/11/15 18:7 توسط سولماز |


درخت ميل به عرياني ندارد

باد سيلي مي زند

درخت خم مي شود

اما

رخت خزان را بيشتر به خود مي پيچد.

احمقانه ،

عاشقانه

من، درخت

عشق تو، رخت خزاني

تو، . . . باد.

رسم زمستان است

سيلي و عرياني.

تسليم زمستان خواهم شد

+ نوشته شده در 86/11/03 15:52 توسط سولماز |


... هنوز دلم مي خواهد هزاران صفحه دوستت دارم برايت بنويسم و هزاران بوسه به خيالت بزنم. اما ديگر تو رفته اي... به ديار دل پرمهرتري كوچ كرده اي. كوچي بي بازگشت.

سيمرغ من. پرهايي كه از تو داشتم تمام شده. خود را آتش مي زنم، دمي نزد من بيا. دلتنگي به قلۀ قاف رسيده! تو كجايي؟!

هراسان اين تنهايي ام. از حجم عظيمي كه خالي مانده و خيالش حتي پر نمي كند اين فضا را... كودك هراسانم جز آغوش امن تو مأمني نمي شناسد. دمي نزد من بيا.

 

نمي دونم چرا جديداً اينقدر نامه مي نويسم! ميانه ي كلام و زبان انگار شكر آب شده! كلام  عزيز خودت را اصلاح كن، باور كن زبان و نگاه هم موجودات خوبي اند (گرچه گاهي كارت را خراب مي كنند).

+ نوشته شده در 86/10/20 22:45 توسط سولماز |


امشب سر به آسمان ساييده ام. اطرافم پر است از ستاره. همنشين ماه شده ام.روح از قفس تن پرواز كرده. پرواز كن روح من، قلب من، عشق من، عشق من.

"تو را من درد شيرين خوانم اي عشق"

دوست دارم اين خلايق را. عاشقم اين ستاره ها را. تو را چه گويم محبوب من؟ از نگاهي كه اينگونه آتش درونم را تيز تر مي كند چطور فرار كنم؟ ماه طلايي آسمان پر ستاره من. بسوزان. ويران كن. اما هميشه به بالا نظر كن و قدم بردار، قدم بردار، قدم بردار... آنقدر بالا برو تا حتي از نگاه هاي پرسشگر من محو شوي. اگر سنگي بر سر درّه اي  هستم مرا در دره بينداز . اما مجال توقف به خودت نده؛ به مسيرت ادامه بده تا به خورشيد برسي.

خسوف را دوست ندارم، چون تو نيستي. اما وقتي به كسوف برسيم، با وجود سرمايش، دلگرم مي شوم. چون مي دانم تو به اوج گرما رسيده اي "ماه طلايي آسمان پر ستاره من".

 

+ نوشته شده در 86/10/06 23:55 توسط سولماز |


آي آدمها

چطور راضي مي شويد عشق بزرگ را در قفس كوچك خفه كنيد؟!!

بگذاريد احساس در آسمان بپرد . . . موشك ها را در قفس كنيد.

+ نوشته شده در 86/09/26 15:30 توسط سولماز |


ستاره را تاب تماشايت نيست. دلش كه آتش مي گيرد، خاموش مي شود و نگاهت مي كند، باز دلش آتش مي گيرد.

+ نوشته شده در 86/09/19 21:44 توسط سولماز |


پاييز دور نمي رود

قصد رخنه در من كرده

زرد، سرخ، اشك، عشق.

رخم پاييز

قلبم تابستان

دستهايم زمستان

عشقم بهار.

تبلور چهار فصلم

معجزه ام!

+ نوشته شده در 86/09/19 18:56 توسط سولماز |


نت هاي بي صدا

آواز مي كنند

باران غم را.

اين زمين كويري

بر برگهاي نورسته ام رحم ندارد.

ابر رحمت دور نيست

در چشمهاي من است.

+ نوشته شده در 86/09/14 23:55 توسط سولماز |


تو

مداد قرمزي در دست

بر همه روياها خط مي كشي

با يك علامت تعجب

و بر رويشان تشديد مي كشي.

من

پاك كن به دست

مترصد يك لحظه غفلت تو

تا مداد را بشكنم

علامتهاي تعجب را پاك كنم.

مداد مشكي هديه ات مي كنم

بيا با هم رويا بكشيم.

+ نوشته شده در 86/09/09 15:50 توسط سولماز |


من نه مخيرم كه چشم از تو به خويشتن كنم

                                گر تو نظر به ما كني ور نكني مخيري*

*سعدي

+ نوشته شده در 86/09/09 11:29 توسط سولماز |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1387

اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
تیر 1385



پیوندها

درهم
سان
آيدا در آينه
مهر گردون
عاشقانه هايم براي تو عارفانه هايت براي من
به سوي بينهايت
هزار قطره از آن بالا مي بارد
سايه هاي روشن


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS