تبليغاتX
رگبار

رگبار

آي آدمها

چطور راضي مي شويد عشق بزرگ را در قفس كوچك خفه كنيد؟!!

بگذاريد احساس در آسمان بپرد . . . موشك ها را در قفس كنيد.

+ نوشته شده در 86/09/26 15:30 توسط سولماز |


ستاره را تاب تماشايت نيست. دلش كه آتش مي گيرد، خاموش مي شود و نگاهت مي كند، باز دلش آتش مي گيرد.

+ نوشته شده در 86/09/19 21:44 توسط سولماز |


پاييز دور نمي رود

قصد رخنه در من كرده

زرد، سرخ، اشك، عشق.

رخم پاييز

قلبم تابستان

دستهايم زمستان

عشقم بهار.

تبلور چهار فصلم

معجزه ام!

+ نوشته شده در 86/09/19 18:56 توسط سولماز |


نت هاي بي صدا

آواز مي كنند

باران غم را.

اين زمين كويري

بر برگهاي نورسته ام رحم ندارد.

ابر رحمت دور نيست

در چشمهاي من است.

+ نوشته شده در 86/09/14 23:55 توسط سولماز |


تو

مداد قرمزي در دست

بر همه روياها خط مي كشي

با يك علامت تعجب

و بر رويشان تشديد مي كشي.

من

پاك كن به دست

مترصد يك لحظه غفلت تو

تا مداد را بشكنم

علامتهاي تعجب را پاك كنم.

مداد مشكي هديه ات مي كنم

بيا با هم رويا بكشيم.

+ نوشته شده در 86/09/09 15:50 توسط سولماز |


من نه مخيرم كه چشم از تو به خويشتن كنم

                                گر تو نظر به ما كني ور نكني مخيري*

*سعدي

+ نوشته شده در 86/09/09 11:29 توسط سولماز |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1387

اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
تیر 1385



پیوندها

درهم
سان
آيدا در آينه
مهر گردون
عاشقانه هايم براي تو عارفانه هايت براي من
به سوي بينهايت
هزار قطره از آن بالا مي بارد
سايه هاي روشن


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS