تبليغاتX
رگبار

رگبار

... هنوز دلم مي خواهد هزاران صفحه دوستت دارم برايت بنويسم و هزاران بوسه به خيالت بزنم. اما ديگر تو رفته اي... به ديار دل پرمهرتري كوچ كرده اي. كوچي بي بازگشت.

سيمرغ من. پرهايي كه از تو داشتم تمام شده. خود را آتش مي زنم، دمي نزد من بيا. دلتنگي به قلۀ قاف رسيده! تو كجايي؟!

هراسان اين تنهايي ام. از حجم عظيمي كه خالي مانده و خيالش حتي پر نمي كند اين فضا را... كودك هراسانم جز آغوش امن تو مأمني نمي شناسد. دمي نزد من بيا.

 

نمي دونم چرا جديداً اينقدر نامه مي نويسم! ميانه ي كلام و زبان انگار شكر آب شده! كلام  عزيز خودت را اصلاح كن، باور كن زبان و نگاه هم موجودات خوبي اند (گرچه گاهي كارت را خراب مي كنند).

+ نوشته شده در 86/10/20 22:45 توسط سولماز |


امشب سر به آسمان ساييده ام. اطرافم پر است از ستاره. همنشين ماه شده ام.روح از قفس تن پرواز كرده. پرواز كن روح من، قلب من، عشق من، عشق من.

"تو را من درد شيرين خوانم اي عشق"

دوست دارم اين خلايق را. عاشقم اين ستاره ها را. تو را چه گويم محبوب من؟ از نگاهي كه اينگونه آتش درونم را تيز تر مي كند چطور فرار كنم؟ ماه طلايي آسمان پر ستاره من. بسوزان. ويران كن. اما هميشه به بالا نظر كن و قدم بردار، قدم بردار، قدم بردار... آنقدر بالا برو تا حتي از نگاه هاي پرسشگر من محو شوي. اگر سنگي بر سر درّه اي  هستم مرا در دره بينداز . اما مجال توقف به خودت نده؛ به مسيرت ادامه بده تا به خورشيد برسي.

خسوف را دوست ندارم، چون تو نيستي. اما وقتي به كسوف برسيم، با وجود سرمايش، دلگرم مي شوم. چون مي دانم تو به اوج گرما رسيده اي "ماه طلايي آسمان پر ستاره من".

 

+ نوشته شده در 86/10/06 23:55 توسط سولماز |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1387

اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
تیر 1385



پیوندها

درهم
سان
آيدا در آينه
مهر گردون
عاشقانه هايم براي تو عارفانه هايت براي من
به سوي بينهايت
هزار قطره از آن بالا مي بارد
سايه هاي روشن


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS